انجمن معتادان گمنام UK

یادگیری از زنان دیگر

یادگیری از زنان دیگر

یادگیری از زنان دیگر

یادگیری از زنان دیگر

به عنوان یک تازه وارد، در انجمن معتادان گمنام، هر روز که می گذرد مطالب جدیدی را یاد می گیرم. یکی از درسهای مهمی که من یاد گرفته ام، ارزش قائل شدن و اهمیت دادن و ارتباط با زنان دیگر انجمن است.

من در جایگاه زنی عاصی هستم که به شدت در رابطه با دیگران ، ارتباط خوبی نداشته ام. زنی که هرگز با زنان دیگر ارتباط نزدیک برقرار نکرده ، هرگز تصور نمی کردم که تا این حد به ارتباط با زنان دیگر نیاز داشته باشم.

نمی توانستم ترس هایم، تردید هایم و احساس عدم امنیت را با آنها در میان بگذارم. فکر می کردم آنها هرگز نمی توانند کمکی به من بکنند، زیرا که من تفاوت بسیاری با آنها داشتم.

در حالی که این متن را می نویسم، لبخند می زنم و این به دلیل تغییرات عمیقی است که در تفکر من، در حال ایجاد است. ببینید، من نه تنها جریحه دار و آسیب دیده بودم، مورد سوء استفاده و خشونت قرار گرفته بودم ، بلکه ده سال از زندگی ام را صرف جلب توجه بزرگسالان می کردم و اعتیاد من به واسطه این مسائل تقویت می شد.

احساس انحرافی من درباره خودم و دیدگاه ناسالم من درباره زنان دیگر ، چیزی جز اختلال و رقابت و هم چشمی نبود. وقتی به اولین جلسه NA قدم گذاشتم، باور داشتم که فقط مواد مخدر می تواند به من کمک کند در حالی که نمی دانستم من به کمک خود نیازمند بودم.

من فکر می کردم فقط به وسیله ظاهر خوب و جذاب می توانم تأیید و توجه جمع را به خود جلب کنم و با سر کیسه کردن دیگران، قدرت خود را ثابت کنم. من سال های تفکرات زیادی در مورد مسائل مختلف داشتم که همه غلط بود.

یکی از درسهایی که در برنامه بهبودی آموختم این بود که برای خودم حد و مرزی تعیین کنم و زنان جلسات NA به من کمک کردند تا بتوانم این کار را انجام دهم . من حتی وقتی برای کمک گرفتن به جلسات NA می رفتم، احساس می کردم که باز هم با روش های قبلی خود با دیگران رفتار می کنم ، من از ترس این که با بیان کردن احساسات ناخوش آیند و ناراحتی هایم، جذابیت خودم را در بین سایر اعضا برنامه از دست بدهم ، احساس ناراحتی کرده و در جلسات مشارکت نمی کردم!!

اما من از نیروی برتر، راهنمایم و زنان دیگر NA سپاسگزارم که مرا یاری کردند که قدرت تشخیص اعمال خود را داشته باشم. برای من مشخص شد که اگر می خواهم در جهت بهبودی حرکت کنم باید رفتارهای کهنه خود را دور بریزم.

این وضعیت هفته ها ادامه داشت و در نهایت احساس کردم که زمان آن رسیده که در جلسه صحبت کنم. قلبم به شدت می زد. به آرامی و با کمک زنان جلسه و نیروی برترم، کار را شروع کردم.

من در مورد اهمیت تماس با زنان دیگر و این که چگونه از رفتارهای قبلی خودم در جلسات NA خسته شده ام، صحبت کردم .  وقتی جلسه تمام شد واکنش دوستانم بیشتر از انتظار من بود.

زنان زیادی جهت تشکر و سپاسگزاری از من برای مشارکتی که کرده بودم، آمدند تشکر ؟!! سرانجام خود را از شر این مسئله رها کرده بودم.

من فکر می کردم کسی به اندازه خود من از من بی زار نیست. من فکر می کردم بسیار متفاوت از دیگران هستم ، ولی امروز یاد می گیرم که با بقیه فرقی ندارم بلکه انسان خاصی هستم و لایق دوست داشته شدن، NA این درس را به من آموخت .

آن شبی که من مشارکت کردم و در بسیاری از شب های دیگر ، زنان گروه عشق خود را نثار من می کردند، به من اعتماد به نفس دادند و مرا تشویق کردند که در جهت دوست داشتن خود، حرکت کنم.

من اکنون تلاش می کنم دست در دست زنان دیگر NA بگذارم و به این اعتقاد رسیده ام که دنیای من پر از عشق و تفاهم است. خواهران من در NA در مورد من قضاوت نمی کنند و رقیبان من نیستند. آنها در کنار برادران NA ، دوستان من ، خانواده من و امید من هستند. (تونی – جی – تگزاس) یادگیری از زنان دیگر

 

منبع :  نشریه NA WAY magazin جولای ۲۰۰۴

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

اسکرول به بالا