انجمن معتادان گمنام UK

قدم هشتم

قدم هشتم

قدم هشتم

قدم هشتم,معتادان گمنام NA,قدم هشت,قدم ۸

ما فهرستی از تمام کسانی که به آن ها صدمه زده بودیم تهیه کرده و خواستار جبران خسارت از تمام آن ها شدیم.

 

کتاب پایه :

انجمن معتادان گمنام NA

قدم هشتم ، فروتنی نویافته ما را به آزمایش می گذارد . هدف ما رهایی از زیر بار گناهی است که تا به حال به دوش کشیده ایم . ما می خواهیم بدون ترس یا تعرض ، در چشم های دنیا نگاه کنیم .آیا تمایل داریم فهرستی از تمام کسانی که به آن ها صدمه زده ایم تهیه کنیم ، تا احساس گناه و ترسی را که گذشته ما در خود دارد از میان ببریم ؟ برای موثر واقع شدن این قدم ، تجربه به ما نشان می دهد که قبل از هر چیز باید تمایل در ما به وجود آید .

قدم هشتم آسان نیست و مستلزم صداقت نو ظهوری در مورد رابطه ما با دیگران است . قدم هشتم ، سلسله مراتب عفو و بخشش را به جریان در می آورد . ما دیگران را می بخشیم ، احتمالا آن ها نیز ما را بخشیده و سرانجام ما هم خود را می بخشیم و می آموزیم که چگونه در این دنیا زندگی کنیم . وقتی که به این قدم می رسیم ، آمادگی پیدا می کنیم که بجای توقع درک شدن ، درک کنیم . وقتی بدانیم که در چه قسمت هایی نیاز به جبران خسارت داریم ، زندگی کردن و اجازه زندگی دادن ، آسانتر خواهد شد . این کار ممکن است اکنون مشکل به نظر برسد ، اما وقتی آن را انجام دادیم ، تعجب می کنیم که چرا مدت ها قبل آن را انجام نداده ایم .

ما برای تهیه یک فهرست دقیق ، به قدری صداقت واقعی ، نیاز داریم . یکی از کارهایی که برای آمادگی جهت تهیه فهرست قدم هشتم مفید به نظر می رسد ، تعریف لغت “صدمه ” است . یکی از تعاریف صدمه ، خسارت جسمی و روحی است و تعریف دیگر آن عامل درد و رنج بودن و ضرر و زیان رساندن است . خسارت ممکن است در اثر یک حرف ، یک کار و یا عدم انجام کاری به وجود آید . صدمه می تواند نتیجه حرف ها یا کارهای عمدی و یا غیر عمدی باشد . درجه و شدت صدمه ، از باعث ناراحتی خیال کسی شدن شروع و به آسیب جسمی رساندن و حتی قتل ختم می شود.

قدم هشتم ، ما را با مشکلی روبرو می کند . بسیاری از ما به سختی می توانیم اقرار کنیم که به دیگران لطمه زده ایم ، زیرا تصور می کردیم که خود قربانی اعتیاد بوده ایم . اجتناب از این گونه توجیه ها در قدم هشتم بسیار مهم است . ما باید حساب کاری را که در حق ما شده است ، از حساب کاری که در حق دیگران کرده ایم ، جدا کنیم . ما توجیهات و عقایدمان را در مورد قربانی بودن کنار می گذاریم . اغلب ما فکر می کردیم که فقط به خودمان صدمه زده ایم ، اما اگر بخواهیم اسم خودمان را هم در لیست منظور کنیم ، آن را در انتهای فهرست می نویسیم . این قدم ، یک مجموعه از اقداماتی است که منجر به ترمیم خرابی های زندگی ما می شود.

قضاوت در مورد تقصیر دیگران ، ما را آدم های بهتری نمی کند . آن چه که حال ما را بهتر می کند ، آزاد شدن از زیر بار گناه و تصفیه زندگی مان است . با نوشتن فهرست خود ، دیگر نمی توانیم صدمه زدن به دیگران را انکار کنیم و اقرار می کنیم که مستقیما و یا بطور غیر مستقیم با اعمال ، دروغ ها ، وعده های تو خالی و یا غفلت های مان دیگران را آزار داده ایم . ما فهرست مان را می نویسیم و یا از قدم چهارم استفاده می کنیم و هر اسم جدیدی که به فکرمان رسید به آن اضافه می کنیم . با این فهرست ، صادقانه روبرو می شویم و با روشن بینی ، تقصیرات خود را بررسی می کنیم ، تا تمایل به جبران خسارت در ما پدید آید .

در بعضی از موارد ممکن است کسانی را که به آن ها بد کرده ایم نشناسیم . تمام کسانی که در دوران مصرف با آن ها در تماس بوده ایم در معرض خطر قرار داشته اند . بسیاری از اعضاء ، در فهرست خود ، والدین ، همسران ، فرزندان ، دوستان ، عشاق ، معتادان دیگر ، آشنایان معمولی ، همکاران ، صاحب کاران ، معلمین ، صاحب خانه و غریبه ها را ذکر کرده اند . ما می توانیم اسم خودمان را هم در این فهرست بیاوریم ، زیرا در دوران مصرف به آهستگی مشغول نابودی خود نیز بوده ایم . برای تهیه جبران خسارت مالی بهتر است لیست جداگانه ای از افراد زیان دیده تهیه کنیم .

درست مانند سایر قدم ها ، در این قدم باید دقیق باشیم . اکثر ما در رابطه با هدفی که از نوشتن این فهرست داریم ، بیشتر با کم و کسر روبرو می شویم ، تا با زیادی . در عین حال نمی توانیم تکمیل این قدم را به خاطر عدم اطمینان در کامل بودن فهرست مان به تعویق اندازیم . ما هرگز کارمان تمام نمی شود .

مشکل نهایی در به کارگیری قدم هشتم ، جدا کردن آن از قدم نهم است . تصور و تجسم جبران خسارت ، می تواند مانع عمده ای برای نوشتن فهرست و تمایل پیدا کردن باشد . ما طوری این قدم را انجام می دهیم که گویی قدم نهم وجود ندارد .ما حتی در مورد جبران خسارت فکر نمی کنیم و فقط توجه خود را دقیق بر روی آن چه قدم هشتم گفته است متمرکز می کنیم : ” فهرستی تهیه کرده و تمایل پیدا کن ” . مهم ترین کاری که این قدم برای ما انجام می دهد این است که ما را از دید و طرز تلقی تازه ای که کم کم در مورد خود و در رابطه با دیگران پیدا کرده ایم ، آگاه می کند .

گوش دادن به تجربیات اعضای دیگر در مورد این قدم ، مطالب گنگی را که برای نوشتن این فهرست ممکن است با آن روبرو شویم برای مان روشن می کند . همین طور راهنماهای مان هم ممکن است تجربیات شان در مورد کار کردن قدم هشتم را با ما در میان بگذارند و مطرح کردن سوالات مان در جلسات نیز می تواند ما را از موهبت وجدان گروه بهره مند کند .

قدم هشتم ، تحول بزرگی در زندگی ای که تحت تسلط احساس گناه و افسوس است ایجاد می کند . آینده ما تغییر می کند و دیگر لازم نیست از کسانی که به آن ها صدمه زده ایم دوری کنیم . در اثر برداشتن این قدم ، آزادی تازه ای به ما داده می شود که به انزوای مان خاتمه می دهد . وقتی متوجه نیاز خود به بخشودگی می شویم ، بیشتر به بخشیدن تمایل پیدا می کنیم . در این مرحله ما حداقل می دانیم که دیگر عمدا باعث بدبختی دیگران نمی شویم .قدم هشتم ، یک قدم عملی است و مانند بقیه قدم ها سریعا نتیجه می دهد . اکنون می توانیم با آزادی جبران خسارت خود را در قدم نهم آغاز کنیم .

 

 

 چگونگی عملکرد

 

قدم هشتم

” ما فهرستی از تمام کسانی که آزاده داده بودیم تهیه کردیم و خواستار شدیم که از تمام آنها جبران خسارت کنیم “

 

در نتیجه قدم های قبلی ، ما با نیروی برترمان و خودمان صلح کردیم . در قدم هشتم سلسله مراحلی راکه منجر به آرامش داشتن در کنار دیگران می شود ، شروع می نمائیم .

 

از آن جا که نواقص شخصیتی عامل اساسی رفتار ما بود ، خساراتی به خود و اطرافیان مان وارد آورده ایم . در قدم هفتم از نیروی برترمان در خواست کردیم کمبودهای مان را برطرف کند ولی باید توجه داشته باشیم که اگر حقیقتاً طالب رهایی از دست نواقص مان هستیم ، ابتدا باید مسئولیت کارهایی را که در نتیجه ی وجود آن نواقص انجام داده ایم بپذیریم . باید هر چه را که از ما بر می اید ، برای جبران خساراتی که وارد کرده ایم به انجام برسانیم . در قدم هشتم شروع می کنیم به اصلاح اشتباهات مان . فهرستی از نام تمام کسانی که به آنها آزار رسانده ایم تهیه کرده ، خواستار جبران خسارات وارده به تمام آنها می شویم و به این طریق مسئولیت رفتار خود را به عهده می گیریم .

 

با این که کوشش ما برای جبران خسارت، ممکن است باعث ایجاد تغییر در زندگی کسانی که به آنها خسارت رسانده ایم بشود ،اما تاثیر اساسی انجام این قدم در زندگی خودمان خواهد بود . هدف ما در این قدم آن است که با زدودن آثار خسارتی که وارد کرده ایم راه رسیدن به بیداری روحانی را برای خودمان هموار نمائیم . هنگامی که این سلسله مراحل جبران خسارت را به انجام برسانیم .، خودمان نیز ازکیفیت آزادی که احساس می کنیم متعجب خواهیم شد .

 

اکنون ما خود را ملزم به انجام یک سری کارهایی نموده ایم که در نهایت باعث آزادی از گذشته مان خواهد شد . هنگامی که حس کنیم از قید گذشته رها شده ایم ، خواهیم توانست که در امروز زندگی کنیم.

 

بسیاری از ما هنوز اسیر خاطرات آزارهایی که به دیگران وارد کرده ایم هستیم و این خاطرات گاه و بی گاه بدون هیچ هشداری به ما حمله می کنند . شرم زدگی ، پشیمانی و احساس تاسف ما از اعمال گذشته مان آنقدر عمیق است که یادآوری آن ها می تواند ما را دچار احساس گناه جانکاهی بنماید . ما می خواهیم از این ناراحتی وجدان آزاد بشویم و به منظور عملی ساختن این آرزو ، ابتدا کار خود را با نوشتن یک فهرست از نام کسانی که آزارشان داده ایم آغاز نمائیم .

 

احتمالاًهمین فکر کردن راجع به فهرست ، باعث وحشتمان خواهد شد چرا که ممکن است آنقدر خسارت وارد کرده باشیم که دیگر قابل جبران نباشد و یا اصولاً از روبرو شدن با کسانی که آزارشان داده ایم بترسیم ، یا این که در فکر این خواهیم بود که چگونه ما را خواهند پذیرفت و با ما چه برخوردی خواهند داشت ؟

 

شاید بهترین صحنه ای که به فکرمان می رسد آن است که آزارهایی را که داده ایم نادیده بگیرند . بدترین صحنه ای که انتظار داریم پیش بیاید آن است که نه تنها جبران خسارت مان را نپذیرند بلکه در صد انتقام هم بر آیند . بسیاری از ما قدرت تصور و صحنه پردازی نسبتاً قوی داریم و باید توجه داشته باشیم که قدم هشتم جای بدی برای تمرین این گونه خلاقیت هاست . در اینجا مغز ما نباید از خودمان جلوتر بیفتد . ما نباید در ذهن مان هیچ سناریویی راجع به آنچه که پیش خواهد آمد ، تدوین کنیم .

 

مسئله ی بسیار مهمی که باید توجه داشته باشیم آن است که ما می خواهیم قدم هشتم را انجام بدهیم نه آن که قدم نهم را.

 

در مقطع تنها کاری که می خواهیم انجام دهیم آن است که فهرستی تهیه کنیم و قلباً تمایل پیداکنیم تا از افرادی که در لیست نوشته ایم جبران خسارت کنیم .

 

آن چه را که در قدمهای قبلی انجام دادیم این آمادگی را به ما داده است که قدم هشتم را شروع کنیم . ما با صداقت ، چگونگی دقیق خطاهای خود را بررسی کرده ایم و متوجه شده ایم که چگونه اعمال ما زندگی دیگران را تحت تاثیر قرار داده است . اقرار کردن به خطاهای خودمان کار آسانی نبود .باید به نیرویی اعتقاد می آوردیم که ما را دوست داشته باشد و به ما شجاعت لازم را برای باز بینی اثراتی که اعتیادمان به بار آورده است ، عطا نماید .همان شجاعت و صداقتی که نوشتن تراز نامه و در میان گذاشتن آن لازم است ، اینچا نیز برای نوشتن فهرست اسامی کسانی که به آن ها آ زار داده ایم لازم می باشد . ما مدت هاست که این اصول را تمرین کرده و با آن ها آشنایی ِآفته ایم . خیلی ساده بگوییم ، قدم هشتم ادامه ی همان کوشش هایی است که با استفاده از اصول روحانی برای آزادی خود بکار برده ایم .

 

اگر بر رنجش های مان غلبه نکنیم ، تهیه ی فهرست قدم هشتم و تمایل یافتن برای جبران خسارت ، کار مشکلی خواهد شد . اغلب ما حداقل یک نفر را داریم که برای جبران خسارت به او مدیون هستیم ولی در ضمن همین شخص نیز ممکن است به ما آزارهایی رسانده باشد و به احتمال زیاد ما هنوز او را نبخشیده ایم و به همین دلیل گنجاندن نام او در این فهرست برای مان مشکل می کند ، با این همه ما باید این کار را بکنیم . ما مسئول اعمال خودمان هستیم و جبران خسارت می کنیم چون مدیون هستیم .

 

ما باید از رنجش های مان دست برداریم و توجه خود را به نقشی که خودمان در ایجاد برخوردهای زندگی مان داشته ایم معطوف داریم . اگر از خود محوری دست بر نداریم حالمان بهتر نخواهد شد و قادر نخواهیم بود به زندگی روحانی مورد نظرمان برسیم ما انتظارات مان را نادیده می گیریم و دیگر از این که نقیه را مسئول رفتارمان قلمداد کنیم دست بر می داریم ، این تصور نیز باید از ذهن مان محو شود که در زندگی همیشه قربانی یا فدای دیگران شده ایم . در قدم هشتم ، کاری به این نداریم که دیگران با ما چه کرده اند بلکه هدف ما تنها آن است که مسئولیت کارهایی را که با دیگران کرده ایم به عهده گیریم .

 

اگر هنوز هم نسبت به افرادی که در گذشته زندگی مان وجود داشته اند رنجش داریم ، باید به تمرین اصل روحانی بخشش بپردازیم . استعداد ما برای عفو دیگران ، ارتباط زیادی با توانایی مان در بخشین و دوست داشتن خودمان را دارد و اگر با این مسئله اشکال داریم ، از نیروی برترمان استدعای کمک می کنیم . ما از او در خواست می کنیم که آن صفاتی را که لازمه ی تمایل پیدا کردن و بخشش نشان دادن است به ما عطا نماید . ما پذیرا شدن خود را به همان گونه که هستیم ، آغاز کردهایم و اکنون شروع به پذیرفتن دیگران به همان گونه که هستند می کنیم .

 

برای تهیه فهرستی از نام اشخاص ، مکان ها و مؤسساتی که مدیون جران خسارت وارده به آنها می باشیم ، مطالعه دست نویس های قدم چهارم به ما کمک خواهد کرد . اگر یک بار دیگر قدم چهارم را نسبتاً کامل انجام داده باشیم ، مطالب آن به وضوح نشان خواهد دادکه نقش خود ما در مشکلات زندگی مان چه بوده و چطور با نواقص شخصیتی خود به بقیه آزار رسانده ایم . ما آدم هایی را پیدا می کنیم که در نتیجه عدم صداقت مان از ما زخم خورده اند ، افراد دیگری که از آن ها دزدی کرده ایم ، کلاه شان را برداشته ایم ومردم دیگری که زندگی شان تحت تاثیر خطاهای ما قرار گرفته است . همچنین دقت می کنیم که چگونه در کل به اجتماع خسارت وارد کرده ایم و آن را هم به فهرست مان اضافه می کنیم . احتمالاً از بودجه های اجتماعی به گونه ای سوء استفاده کرده ایم . در میان جمعی از خود رفتار زننده بروز داده ایم و یا مالیات به حقی را که بقیه برای خدمات دسته جمعی می پردازند به اصطلاح بالا کشیده ایم .

 

با این که میتوانیم با خواندن قدم چهارم اغلب نام هایی را که برای فهرست مان لازم داریم پیدا کنیم . با این همه باید توجه داشته باشیم که قدم هشتم تکرار مجدد تراز نامه ی ما نیست . در اینجا ما به دنبال اشخاص ، مکانها و موسساتی که بدان ها ضرر رسانیده ایم . می گردیم و نه فقط نوع ضرری که به آن ها وارد نموده ایم . مثلاً تنها به مسئله ی دروغگوئی مان نمی پردازیم ، بلکه به کام فرد دروغ گفته ایم . ما فقط دزدی نکرده ایم بلکه از افراد مختلفی دزدیده ایم .

 

دست نویس های قدم چهارم تنها منبع کمک به ما برای تهیه ی این لیست نمی باشد بلکه راهنمای مان نیز می تواند کمک موثری برای ما باشد وقتی ترازنامه خود را به مشارکت گذاشتیم راهنما به ما کمک کرد که توجه خود را روی چگونگی دقیق خطاهایمان متمرکز کنیم . نکته سنجی راهنمای مان به ما کمک کرد تا دریابیم چگونه با به بکار گرفتن نواقص شخصیتی مان مردم را جریحه دار کرده ایم . همان نکته سنجی راهنمای مان اکنون نیز به ما کمک خواهد کرد تا درک کنیم چه کسانی واقعاً باید جزو فهرست ما قرار گیرند .

 

بسیاری از ما با این مسئله که چگونه به خودمان مه ضرر داده ایم مشکل داشتیم و هنگامی که بقیه ی معتادان پیشنهاد کردند نام خودمان را هم به این فهرست اضافه کنیم متعجب شدیم . عده ای دیگر از ما ، در مورد قبول مسئولیت ، در رابطه با خودمان افراطی هستیم ، یعنی هر گونه مسئولیتی شده ایم و یا اینکه تمام اشکالاتی را که با بقیه داشتیم به گردن خود انداختیم . با صحبت هایی که با رامنمایان و سایر معتادان می کنیم ، آن برداشت غیر واقعی که از شخصیت خود داریم به تدریج درهم می ریزد و بینشی حقیقی از خود بدست می آوریم . با کمکی که از این دوستان می گیریم عقاید واقع بینانه ای راجع به این که حدود مسئولیت ما در هر مورد از کجا شروع و در کجا ختم شده پیدا می کنیم .

 

ما نیاز داریم که پیش از تهیه فهرست خود ، مفهوم کلمه آزار را بدان گونه که مورد نظر قدم هشتم می باشد درک کنیم . برداشت ذهنی اغلب ما از لغت آزار ، ایجاد درد جسمی می باشد . لیکن آزار رساندن انواع مختلفی دارد ، عذاب روانی ، صدمه رساندن به متعلقات کسی و باعث تلف شدن آنها ، ضربه عاطفی درازمدت زدن ، خیانت ، سوءاستفاده از اعتماد و غیره . با این که ممکن است بگوئیم اما قصد من هیچگاه این نبود که به کسی آزار برسانم ولی چندان مطرح نیست که نیت ما چه بوده و در هرحال ما مسئول آزارهائی که به دیگران رسانده ایم هستیم . هرگاه دیگران به نوعی تحت تآثیر عملی که از ما سرزده دچار ناراحتی شده باشند این یک مورد آزار است .

 

گاهی برای آنکه برداشت واضح تری از چگونگی آزادی که به دیگران رسانده ایم پیدا کنیم ، بی مناسبت نخواهد بود که خودمان را بجای آنان بگذاریم . اگر بتوانیم بفهمیم که زندگی در کنار شخص لاابالی و بی توجهی مثل ما ، چه بر سر دیگران آورده است ، در آن صورت جمع آوری اسامی در فهرستمان ، آسان خواهد بود .

 

برای انجام این قدم ، علاوه بر فهمیدن معنی آزار باید معنی جبران خسارت را هم درک کنیم . این قدم به ما نمی گوید که ما خواستار این شدیم که به مردم بگوئیم متأسفیم ولی البته این لغت می تواند جزئی از جبران خسارتمان باشد . به احتمال زیاد اغلب افرادی که ناراحتشان کرده ایم قبلاً از ما آن قدر کلمه متأسفم را نشنیده اند که تا ابد برایشان ساخته باشد برای جبران خسارتی که وارد آورده ایم انجام دهیم ، به خصوص با تغییر نوع رفتارمان . احتمال دارد مواردی از گذشته خود پیدا کنیم که ضربه وارد شده از جانب ما به قدری جدی بوده که گویا قابل جبران نیست . یکی ازن نمونه های اینگونه موارد ، روابطمان با کسانی است که برای مدتی نسبتاً طولانی در زندگیمان حضور داشتند . در طی سالیان ، ما افراد خانواده مان را ، همسرانمان را و آنهایی را که با ما دوستی طویل المدت داشتند با خود از یک وضعیت زجرآور به وضعیت ناراحت کننده دیگری کشانده ایم . با آن که دیگر گذشته را نمی توان تغییر داد ، لیکن نیاز بدان داریم که به آنچه انجام داده ایم بنگریم و حقیقت خساراتی را که به بار آورده ایم ابراز نمائیم . با توجه به اینکه تغییر دادن آنچه اتفاق افتاده غیرممکن می باشد ، حداقل می توانیم با تکرار نکردن چنان اشتباهاتی ، جبران خسارت خود را شروع کنیم .

 

پذیراشدن آزارهایی که به دیگران وارد نموده ایم ، تأیف خوردن از صمیم قلب و تمایل داشتن به این که هرچه را که لازم باشد برای تغییر یافتن به عمل درآوریم سلسه مراحل مشکل و دردناکی است . ما از این رنج و تعبی که می کشیم ترسی به خود راه نمی دهیم چرا که همین ابراز حقیقت هاست که به ما کمک می کند تا به بیداری روحانی خود ادامه بدهیم . بسیار ساده بگوئیم ، هنگامی که آزارهایی را به دیگران داده ایم قبول می کنیم ، همین امر باعث بیشتر شدن فروتنی ما می شود . زمانی که از اعماق قلب ابراز تأسف می کنیم ، این شاهدی بر آن است که خودمحوریمان کمتر شده است . وقتی که حاضریم برای تغییر ، هرکاری بکنیم ، این دلیل برآن است که روحیه جدیدی در ما ایجاد شده است .

 

نوشتن فهرستی برای جبران خسارت ، به خودی خود باعث خواهد شد که در ما تا حدودی ایجاد تمایل برای انجام این کار بشود و به هر صورت به ما موقعیتی ارائه می کند که طی آن  با آزارهایی که به دیگران وارد کرده ایم روبرو شویم . بعضی از ما بعد از این که اسم شخصی را که به او آزار داده ایم نوشتیم و در برابر آن نوشتیم که چگونه به آزار رسانده ایم ، مختصری نیز در مورد اینکه چگونه قصد داریم از وی جبران خسارت کنیم می نویسیم . نوشتن این چگونگی جبران معمولاً باعث بیشتر شدن تمایل ما می شود ، چرا که در طی آن می بینیم که در ما قابلیت هایی نیز برای جبران خسارت وجود دارد . ما می خواهیم برای جبران خسارت تمایل پیدا کنیم و هر آنچه را که می توانیم برای بدست آوردن این تمایل انجام می دهیم . اگر متوجع شویم که با خودمان درگیر توجیه و جروبحث شده ایم و یا در حال ارزیابی خود هستیم که دقیقاً چقدر تمایل برای فلان جبران باید از خودمان نشان بدهیم ، هرچه سریعتر این افکار غیرسازنده را با دعاکردن از ذهنمان خارج می کنیم . اگر هنوز مردد باشیم ، تا حدممکن کوشش می کنیم . در اینجا بازیابی ما مطرح است و اگر بخواهیم بازیابی مان ادامه پیدا کند ، باید به هر شکل ممکن جبرانها را به انجام برسانیم .

 

ما از خداوند درخواست می کنیم تا به ما کمک کند که برای جبران نمودن تمایل پیدا کنیم . هنگامی که برای بدست آوردن تمایل دعا می کنیم رابطه مان با خداوند بدانگونه که او درک می کنیم چند قدمی نزدیکتر می شود . در قدم هفتم رابطه با نیروی برترمان را با درخواستی که از او برای رهایی از کمبودهایمان کردیم استحکام بخشیدیم . در اینجا هم به همان نیرو اعتماد می کنیم و باور داریم که او هرچیز را که ما برای انجام رساندن این قدم لازم داریم برایمان مهیا خواهد کرد . تعهدی که نسبت به بازیابی خودمان داریم شامل این نیز می شود که ما باید تمام کارهایی را که برای بازیابی مان لازم هستند به انجام برسانیم .

 

یک نیروی برتر در زندگی ما مشغول فعالیت است و ما را برای آنکه قادر به خدمت به دیگران بشویم آماده می سازد . به تغییراتی که در نتیجه فعالیت این نیرو در زندگی ما ایجاد شده است به آسانی با توجه به تغییری که در اخلاق و کردار ما حاصل شده به چشم می خورند .

 

ما توان این را یافته ایم که به جای زندگی از طریق نواقص شخصیتی ، اصول روحانی را انتخاب کنیم و به جای اعتیاد ، بازیابی را برگزینیم . ما دیدگاه تازه ای از زندگی پیدا کرده ایم و می دانیم که مسئول اعمال خودمان هستیم . دیگر دائماً افسوس آزارهایی را که در گذشته به دیگران دادیم نمی خوریم همین که خیلی ساده بفهمیم چقدر جدی مردم را اذیت کرده ایم  ، از صمیم قلب برای ناراحتی که ایجاد کرده ایم متأسف باشیم و درصدد باشیم به آنها بفهمانیم که آرزو داریم بتوانیم بدی هایمان را جبران کنیم ، کلید رهایی ما از گذشته است . با اینکه هنوز کار زیادی برای ایجاد صلح با دیگران در پیش داریم اما حقیقت آن است که راه زیادی برای ایجاد آرامش در خودمان پیموده ایم . با این دیدگاه جدید ، اعتماد به خدای خودمان و تمایلمان ، به قدم نهم می رویم .

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

اسکرول به بالا