معتاد دانشگاهی
این روایت داستان فردی تحصیلکرده و دانشگاهی است که با وجود هوش، موقعیت علمی و ظاهر موفق، بهتدریج در دام اعتیاد شدید و ویرانگر گرفتار میشود؛ اعتیادی که او را به توهم، انزوا، فروپاشی شغلی و نزدیک شدن به مرگ میکشاند. پس از اخراج از دانشگاه و بستری شدن در بیمارستان، با کمک یک مشاورِ در حال بهبودی با معتادان گمنام (NA) آشنا میشود. او در ابتدا با تکبر و احساس تفاوت وارد جلسات میشود، اما بهتدریج با شنیدن تجربه دیگران، ماهیت بیماری اعتیاد و ارزش جمع، صداقت و عمل به قدمها را درک میکند. بهبودی برای او روندی تدریجی است، نه ناگهانی؛ مسیری که با پذیرش بیماری، کنار گذاشتن انزوا و خدمت به دیگران معنا پیدا میکند. امروز، او با وجود چالشها، زندگی سالم، روابط پایدار و جایگاه علمی خود را مدیون بهبودی در NA میداند و باور دارد که تنوع اعضا و روح جمعی، شالوده نجات از اعتیاد است.
منبع: کتاب پایه معتادان گمنام