پول بی‌اهمیت نیست

جزوه شماره ۲۴

پول بی‌اهمیت نیست

خوداتکایی در NA

«هر گروه NA باید کاملاً متکی به خود باشد و کمکی از خارج دریافت نکند.»
سنت هفتم

از روزهای آغازین معتادان گمنام، ماجرایی را تعریف می‌کنند که روزی یکی از بنیان‌گذاران انجمن داشت سطل آشغالی را بیرون دفتر خدمات جهانی می‌گشت. وقتی از او پرسیدند چه کار می‌کند، جواب داد دارد دنبال بطری خالی می‌گردد تا با پول بازیافتشان هزینه پست نامه‌ای به آلاسکا را جواب یکی از اعضا پرداخت کند. این واقعیتی بدیهی است که تمام کمیته‌های خدماتی NA بدون شک روزی با آن روبه‌رو شده‌اند: تلاش‌های فردی اعضای ما تا حد مشخصی کاملاً راهگشاست، اما برای ارسال نامه‌ای از فرن به آلاسکا، از بروکسل به سنت پترزبورگ یا از تهران به دب، چیزی بیش از تمایل لازم است.

این ماجرا نشان‌دهنده دو نوع کمکی است که در سنت هفتم از آن صحبت می‌شود: از یک طرف کمکی است که با صرف وقت و انرژی انجام می‌دهیم؛ حضور منظم در جلسات، شرکت فعالانه در کارها و مشارکت با تازه‌واردان هر وقت که ممکن باشد. انگیزه‌ها و نیت‌های ما مهم است، اما اصل قضیه عملکرد ماست. ما فعالانه مشغول راهنمایی دیگران و خدمت کردن می‌شویم، بی‌منت و بدون هیچ چشمداشتی از وقت و توانمان مایه می‌گذاریم. با حمایت از معتادان گمنام، احساس شکرگزاری خود را در عمل درمی‌آوریم و به این باور خود معنا می‌بخشیم که «ما فقط با در میان گذاشتن آنچه داریم می‌توانیم آن را حفظ کنیم».
«انگیزه‌ها و نیت‌های ما مهم است، اما اصل قضیه عملکرد ماست.»

نوع دوم، کمک‌های پولی است که برای تأمین هزینه‌های خدمات لازم برای حفظ و رشد NA می‌پردازیم. هر دو نوع این کمک‌ها مهم است — در واقع اکثر اعضا هر دو نوع این کمک‌ها را انجام می‌دهند — اما در این جزوه، بیشتر به کمک‌های مالی داوطلبانه خواهیم پرداخت. در تمام گروه‌های ما، سبد، کلاه، سینی یا جعبه‌ای را دور می‌گردانند تا اعضا بتوانند کمک‌های نقدی خود را در آن بریزند. پولی که در سبد می‌اندازیم کمک می‌کند تا گروه‌ها جلساتشان را نگه دارند و فضای بهبودی امنی برای آن تازه‌وارد لرزانی فراهم کنند که مردد است وارد جلسه شود یا نه.

پولی که به ساختار خدماتی می‌رسد صرف تأمین خدماتی می‌شود که سایر معتادان در جامعه و در سراسر دنیا را آگاه می‌کند که پیامی برایشان هست. همان‌طور که سال به سال هزینه‌های شخصی ما — کرایه خانه، خورد و خوراک، رفت‌وآمد — بیشتر می‌شود، پول لازم برای تأمین خدمات اساسی نیز مدام افزایش می‌یابد؛ به‌خصوص که NA در حال رشد است و ما پیوسته راه‌های بیشتری برای اطلاع‌رسانی و کمک به معتادان می‌یابیم.

ممکن است ببینیم بعضی اعضا بیشتر یا کمتر از دیگران به سبد کمک می‌کنند و این سؤال در ذهنمان ایجاد شود که مبلغی که خودمان کمک می‌کنیم «درست» است یا نه. پرداخت سهم منصفانه به این معنی نیست که همه باید یک اندازه کمک کنند، بلکه به این معناست که هر یک از ما با توجه به استطاعتمان هر قدر که می‌توانیم کمک کنیم. وقتی در نتیجه بهبودی اوضاع زندگی‌مان بهتر می‌شود، اغلب پول بیشتری هم برای کمک داریم. شاید احساس خوبی در ما ایجاد نشود وقتی می‌بینیم پول نوشابه یا ساندویچی که سر راه جلسه می‌خریم چند برابر پولی است که در سبد می‌اندازیم. آن وقت است که با در نظر گرفتن اینکه چه چیزی برای ما ارزشمندتر است، معمولاً تصمیم می‌گیریم اگر امکانش را داریم پول بیشتری در سبد بیندازیم. فرقی نمی‌کند پولدار باشیم یا نه؛ در هر دو صورت کمک به ساختار خدماتی عملی است از روی ایمان که کمک می‌کند از بعضی ترس‌هایمان رها شویم. چنین عملی باعث می‌شود همیشه یادمان بماند که وقتی برای برآوردن نیازهای معنوی خود تلاش می‌کنیم، مشکلات معیشتی‌مان هم در حد قابل قبولی کم می‌شود. ما ایمان داریم که نیرویی برتر از خودمان در وجدان گروه ما بروز می‌کند.

«… برای پیشبرد هدف اصلی ما …» — مفهوم یازدهم

در کتاب پایه جمله‌ای آمده که احتمالاً بارها شنیده‌ایم: «در اینجا تازه‌واردان از همه مهم‌ترند، ما نیز فقط با در میان گذاشتن آنچه داریم می‌توانیم آن را حفظ کنیم». گروه‌ها به شیوه‌های مختلفی این نگرش را در عمل درمی‌آورند. مثلاً فرض کنید بعد از جلسه چند نفر از اعضا در حین گپ زدن با یک تازه‌وارد از او می‌پرسند کتاب پایه دارد یا نه. تازه‌وارد ممکن است بپرسد قیمت کتاب چقدر است و بگوید «شاید هفته بعد بتوانم یکی بخرم». اینجاست که اعضا لبخندی می‌زنند و همان روز ترتیبی می‌دهند که تازه‌وارد بدون کتاب پایه خانه نرود. اگر هم تازه‌وارد چیزی درباره بازپرداخت پول کتاب بگوید، جواب این است: «تو فقط باز هم به جلسه بیا؛ بعد یک روز هم برای توی تازه‌وارد یک کتاب خواهیم خرید.»

خوداتکایی در NA فقط به این معنا نیست که هر یک از ما خرج خودمان را بدهیم. ما دین خود به NA را نه فقط با مراقبت از خودمان، بلکه با گشودن راه بهبودی برای تازه‌واردان ادا می‌کنیم. بسیاری از ما می‌گوییم: «حتی اگر صد سال هم پاک بمانم، نمی‌توانم دین خود به NA بابت آزادی‌ای که به دست آورده‌ام ادا کنم.» در دوران مصرف فقط دست بگیر بودیم و در نهایت برای چیزی نمی‌ماند. در NA یاد می‌گیریم دهنده باشیم و درمی‌یابیم که بخشش ما را غنی می‌کند. بعدها آنچه به کمک کردن برمی‌انگیخت، شور و شوقی آینده‌نگرانه بود ناشی از وسیع‌تر شدن تدریجی دید ما نسبت به اینکه NA چه می‌تواند باشد و چه کارهایی می‌تواند بکند.

اعضایی که پیش از ما به NA آمدند، راه رسیدن ما به انجمن را باز کردند. جلسات را نگه داشتند، پول در سبد انداختند تا هزینه تلفن و پوسترها تأمین شود، و نشریات را به زندان‌ها بردند تا پیام NA را برسانند. اکنون ما این بخت را داریم و در عین حال مسئول هستیم که امکان شنیدن پیام NA را در اختیار سایر معتادان نیز قرار دهیم. کمک‌های پولی ما تأمین‌کننده هزینه‌های خدمات در سطوح مختلف است: اقدامات محلی برای رساندن پیام، حمایت از خدمات ناحیه و منطقه، و خدمات جهانی که نه تنها به جوامع موجود NA کمک می‌کند بلکه تلاش دارد NA را در دسترس همه جوامع قرار دهد. ترجمه نشریات، ارائه نشریات رایگان یا کم‌هزینه، و برگزاری کارگاه‌های توسعه انجمن، همگی خدماتی است که به نیابت از کل انجمن NA انجام می‌شود تا پیام در دسترس معتادان در حال عذاب در سراسر دنیا قرار گیرد.

اغلب ما خدماتی را که به نیابت از NA ارائه می‌شود بدیهی می‌دانیم و آن را وظیفه خود تلقی می‌کنیم. صرف وقت و کمک پولی به NA فرصتی است برای اینکه احساس خود را به شکل عملی بروز دهیم و ارتباط روحانی ما با نظام خدماتی و برنامه تقویت شود. مفهوم دوم به ما گوشزد می‌کند که گروه‌ها «مسئولیت و اختیار نهایی برای خدمات در NA هستند». وقتی نسبت پولی که در سبد می‌اندازیم با نیازهای NA آشکار باشد، اغلب ما تمایل بیشتری به کمک پیدا می‌کنیم. به هر حال NA متعلق به ماست و امنیت و راحتی آن به تلاش ما بستگی دارد.

کمک سخاوتمندانه برای حمایت از انجمنی که زندگی ما را نجات داده، نوعی رضایت روحانی برای ما به همراه دارد. با علم به اینکه کمک‌های ما جزئی از تلاشی جهانی برای در میان گذاشتن بهبودی است، در حد توان خود کمک می‌کنیم.

این‌ها سؤالاتی است که می‌توانیم درباره کمک‌های پولی‌مان به NA از خود بپرسیم:

  • در روز اول چه مقدار پول در سبد می‌انداختیم؟ سال اول چطور؟ هم‌اکنون چطور؟
  • وضعیت مالی ما از زمانی که پاک شده‌ایم چقدر تغییر کرده است؟
  • آیا نحوه خرج کردن پولمان نشانگر ارزش‌های ماست؟
  • آیا گروه‌های NA پول مورد نیاز برای انجام بهتر کارهایشان را دارند؟
  • اگر پولش را داشتیم، چه کارهای دیگری می‌توانستیم برای پیشبرد هدف اصلی‌مان انجام دهیم؟

«… باید تحت مدیریت مسئولانه باشد …» — مفهوم یازدهم

در تمام سطوح خدماتی NA گاهی با مشکل کمبود منابع مالی روبه‌رو می‌شویم. مثال آن برگزاری همایشی است که قرار بوده درآمدش خزانه را پر کند اما به دلیل شرایط نامناسب با ضرر روبه‌رو می‌شود. این مثال سؤالاتی درباره منابع مالی NA و مدیریت مسئولانه آن پیش می‌کشد. وجود جریان مستمر و قابل اتکایی از کمک‌های مالی اعضا باعث می‌شود کمیته‌های خدماتی بتوانند بودجه‌های واقع‌بینانه و قابل اجرا تهیه کنند و خدماتی مستمر و مؤثر ارائه دهند.

اما ثبات منابع مالی فقط بخشی از قضیه است. مراقبت از آنچه داریم نیز بخش مهمی از خوداتکایی در NA است. منابع ما محدودند، بنابراین باید عاقلانه استفاده شوند. پولی که به نظام خدماتی می‌دهیم متعلق به یک کمیته خاص نیست، بلکه متعلق به NA است. وظیفه ما به عنوان عضو این است که اطمینان حاصل کنیم پولی که کمک می‌کنیم مسئولانه استفاده می‌شود: اولویت‌بندی نیازها، انتخاب خدمتگزاران قابل اعتماد، اصرار بر گزارش‌های مالی شفاف و پاسخگویی.

نکته آخر اینکه اصل خوداتکایی در NA تضمینی است برای اینکه بتوانیم پیاممان را آن‌گونه که خود می‌خواهیم منتشر کنیم. خوداتکایی یعنی پاسداری از موهبتی که به ما ارزانی شده است: رهایی از اعتیاد فعال و فرصت یافتن راهی تازه برای زندگی.

«با کمک هم می‌توانیم بهبودی را در دسترس هر معتادی قرار دهیم که خواهان رهایی از کابوس اعتیاد است.»

راه‌هایی برای کمک کردن

  • شرکت در جلسه و استقبال از تازه‌وارد
  • کمک در مرتب کردن محل جلسه
  • صرف وقت و انرژی برای خدمت
  • انداختن پول در سبد در هر جلسه
  • کمک مالی به تمام سطوح خدماتی
  • خدمت کردن