بولتن شماره ۱۳
معتادان به مواد مخدر – تسلیم شدن و بهبودی – کلمه اعتیاد – برخورد با مشکل اعتیاد
این مقاله در نوامبر سال ۱۹۸۵ توسط هیئت امنای خدمات جهانی، در پاسخ به نیازهای موجود در انجمن معتادان گمنام نوشته شده است. مطالب این بولتن بازگوکننده نظرات هیئت امنا در زمان نگارش میباشد. بولتن ۱۳ خدمات جهانی
این سؤال که رابطه انجمن معتادان گمنام با سایر انجمنها و سازمانها چگونه باید باشد، همواره موضوعی بحثبرانگیز در انجمن ما بوده است. با وجود این واقعیت که ما سیاست «همکاری و نه وابستگی» با سایر سازمانها را داریم، هنوز هم در انجمن ما سردرگمیهایی وجود دارد. حساسترین مورد، نوع رابطه انجمن معتادان گمنام با انجمن الکلیهای گمنام است.
هیئت امنا همواره نامههایی از اعضای مختلف دریافت میکند که در مورد این رابطه سؤال دارند. اکنون زمان آن رسیده است که مقالهای در این زمینه نوشته شود تا این موضوع مهم روشن گردد.
انجمن معتادان گمنام از روی انجمن الکلیهای گمنام الگوبرداری شده است، هرچند دقیقاً شبیه آن نیست. بسیاری از گروههای اولیه NA در آمریکا، در آغاز شکلگیری خود تا حدی به گروههای AA تکیه داشتند. رابطه انجمن ما با الکلیهای گمنام طی این سالها رابطهای واقعگرایانه و پویا بوده است. NA از دل غوغا و آشفتگیای شکل گرفت که در AA بهدلیل حضور معتادان مواد مخدر در جلسات آن انجمن ایجاد شده بود. بنابراین لازم است به این ریشهها بپردازیم تا تصویری روشن از رابطه خود با AA به دست آوریم.
بیل ویلسون، یکی از بنیانگذاران AA، اغلب میگفت که بزرگترین قدرت AA در این است که فقط بر یک مسئله تمرکز دارد و آن، رساندن پیام بهبودی به الکلیها و اجتناب از هرگونه فعالیت دیگر است. به این ترتیب فضای همدلی و درک متقابل حفظ میشود و الکلیها میتوانند بهراحتی پیام را دریافت کنند. با این حال، از همان ابتدا AA با مشکلی گیجکننده روبهرو بود: با معتادان به مواد مخدر که در جلسات حضور پیدا میکردند چه باید کرد؟ آنها میگفتند تمرکز ما باید روی الکل باشد تا پیام بهروشنی منتقل شود، اما مشارکت معتادانی که درباره مواد مخدر صحبت میکنند، ناخواسته فضای همدلی جلسات را تضعیف میکند.
در آن زمان قدمها نوشته شده و کتاب الکلیهای گمنام نیز تدوین شده بود. آیا باید همه چیز دوباره از نو نوشته میشد؟ آیا باید اجازه میدادند فضای همدلی از بین برود؟ یا این معتادان در حال مرگ را اخراج کنند؟ این بدون شک مسئلهای بسیار بزرگ بود.
پس از بررسی دقیق این مشکل و بازبینی نشریات، پیشنهادی ارائه شد که نشاندهنده عقل سلیم و آیندهنگری بود. آنها گفتند اگرچه نمیتوانند معتادان را بهعنوان عضو بپذیرند، اما حاضرند اجازه دهند گروههای دیگر قدمها و سنتهای آنها را اقتباس کنند. این پیشنهاد بر اساس اصل «همکاری و نه وابستگی» ارائه شد.
این راهحل راه را برای شکلگیری انجمن معتادان گمنام هموار کرد، اما همین مشکل بعدها برای گروههایی که میخواستند این اصول را برای معتادان به مواد مخدر به کار ببرند نیز به وجود آمد. اگر قرار باشد معتادان به انواع مواد مخدر در یک جلسه شرکت کنند، چگونه میتوان فضای همدلی و درک متقابل را که لازمه تسلیم شدن و بهبودی است ایجاد کرد؟ آیا کسی که هروئین مصرف میکرد میتوانست با کسی که الکل، حشیش یا قرص مصرف میکرد ارتباط برقرار کند؟ چگونه میشد به اتحادی که سنت اول از آن سخن میگوید دست یافت؟
برای درک چگونگی حل این مشکل در NA، لازم است بار دیگر به تاریخچه AA نگاه کنیم. بیل ویلسون بارها درباره جملهبندی قدم سوم و یازدهم صحبت کرده و آن را از ارکان اساسی انجمن میدانست. افزودن عبارت «خداوند، آنگونه که او را درک میکنیم» باعث شد بسیاری از بحثهای جنجالی خاموش شود و همین جمله ساده به سنگ بنای برنامه AA تبدیل شد.
پیشگامان NA نیز هنگام اقتباس دوازده قدم، تصمیمی به همان اندازه حیاتی گرفتند. بهجای نوشتن «ما اقرار کردیم که در برابر مواد مخدر عاجز بودیم»، جمله بهصورت انقلابی تغییر یافت و نوشته شد: «ما اقرار کردیم که در برابر اعتیادمان عاجز بودیم». زیرا مواد مخدر اشکال مختلفی دارد و مصرف هرکدام تنها نشانهای از بیماری ماست. تمرکز بر مواد مخدر باعث تمرکز بر تفاوتها میشود، اما چیزی که همه ما در آن مشترک هستیم، بیماری اعتیاد است.
انتخاب کلمه «اعتیاد» شاهکاری بود که شالوده انجمن معتادان گمنام را بنا نهاد. قدم اول ما تمرکز را بر یک موضوع واحد قرار میدهد و به همین دلیل میتوانیم مأموریت اصلی خود را به بهترین شکل انجام دهیم: رساندن پیام بهبودی به معتادانی که هنوز در عذاباند. عاجز بودن در برابر اعتیاد، هم برای تازهواردان و هم برای اعضای قدیمی معنا دارد، زیرا هر زمان که دچار رکود، غرور یا خودرضایتی شویم، بیماری اعتیاد دوباره در افکار، احساسات و زندگی ما فعال میشود.
این فرایند هیچ ارتباطی با نوع ماده مصرفی ندارد. هر مادهای میتواند بیماری ما را فعال کند. ما با بهکارگیری اصول روحانی و دوازده قدم از خود محافظت میکنیم و اجازه نمیدهیم بیماریمان رشد کند. به همین دلیل قدم اول NA همیشه کاربرد دارد، صرفنظر از نوع ماده یا مدت پاکی.
اگر زبان و مفاهیم AA و NA با هم آمیخته شود، شفافیت پیام NA از بین میرود. معرفی خود بهعنوان «معتاد و الکلی» یا استفاده از اصطلاحاتی مانند «پاک و هوشیار» این تصور نادرست را ایجاد میکند که دو بیماری جداگانه وجود دارد. تجربه نشان داده است که چنین زبانی پیام بهبودی NA را تضعیف میکند.
این به معنای کمارزش بودن برنامه AA نیست. AA در رساندن پیام به الکلیها بسیار موفق بوده و ما باید به استقلال و موفقیت آن احترام بگذاریم. هر دو انجمن سنت ششم را دارند تا از انحراف از هدف اصلی جلوگیری شود. طبیعت هر انجمن دوازدهقدمی این است که بر یک مسئله تمرکز کند و در آن مستقل باشد.
اعضای NA بهتر است در جلسات خود فقط از زبان و نشریات NA استفاده کنند و خود را صرفاً «معتاد» معرفی نمایند. این کار به حفظ وضوح پیام، رشد روحانی انجمن و بهبودی فردی اعضا کمک میکند. NA یک انجمن روحانی است و بقا و رشد آن به عشق، تحمل، همکاری و کارکرد دوازده قدم وابسته است. بیایید پیام بهبودی را واضح و شفاف منتقل کنیم و با حفظ اتحاد، کارهای باقیمانده را با هم به انجام برسانیم.