زندان، تیمارستان، و بهبودی

این روایت سرگذشت فردی است که پس از سال‌ها زندان، کارتن‌خوابی و مصرف مداوم مواد، در سومین محکومیت خود با جلسات معتادان گمنام آشنا شد؛ آشنایی‌ای که ابتدا از روی کنجکاوی و برای فرار از سلول آغاز شد، اما به‌تدریج با شنیدن تجربه‌های مشابه و دیدن نمونه‌های واقعی تغییر، بذر امید را در او کاشت. او در حالی که هنوز مصرف می‌کرد، به جلسات NA ادامه داد تا سرانجام در لحظه‌ای سرنوشت‌ساز، تصمیم گرفت برای «فقط امروز» مصرف نکند؛ تصمیمی که آغاز پاکی او شد. با تکیه بر حمایت معتادان گمنام، خدمت در انجمن، پرهیز کامل از هر نوع ماده نشئه‌آور و همراهی یک معتاد پاک در روز ترخیص، توانست چرخه زندان و اعتیاد را بشکند. امروز او باور دارد اثرگذاری NA در همدلی، مشارکت و حمایت متقابل نهفته است؛ جایی که یک معتاد تنها با کمک معتادی دیگر می‌تواند راهی برای زندگی فارغ از مواد، الکل و بازگشت به زندان پیدا کند و این پیام را به دیگران، به‌ویژه زندانیان، منتقل نماید که رهایی ممکن است.
منبع: کتاب پایه معتادان گمنام