مادر هراسان
این روایت داستان زنی است که سالها خود را معتاد نمیدانست، چون مصرفش از راه نسخه پزشک و داروهای قانونی بود، اما در عمل درگیر رنج عمیق اعتیاد به مواد مخدر قوی و داروهای مصرفی شده بود؛ مادری هراسان که با وجود تلاش صادقانه برای همسر خوب بودن، مادر خوب بودن و عضوی مفید از جامعه بودن، همواره احساس شکست، جدایی و نابسندگی میکرد. او سالها میان پزشکها، داروها، مشاوران، محل زندگی، شغل و حتی باورها سرگردان بود و هر بار امیدوار میشد «اینبار همهچیز درست میشود»، اما دوباره فرو میریخت؛ تا جایی که از نظر جسمی و روانی کاملاً فرسوده شد، ارتباطش با فرزندانش قطع گردید و میل به زندگی در او کمرنگ شد. ورود به برنامه NA نقطه عطف زندگیاش بود؛ جایی که آموخت به جای فرار، با قدمهای کوچک و روزمره زندگی را دوباره بسازد. بهتدریج با شناخت خود، پذیرش احساسات، یادگیری ارتباط سالم، تحصیل دوباره، دنبال کردن آرزوهای قدیمی و خدمت به دیگران، از «مادر هراسان و درهمشکسته» به زنی در مسیر رشد، آرامش و امید تبدیل شد؛ زنی که میداند زندگی بینقص نیست، اما هر روز واقعیتر، آگاهانهتر و انسانیتر میشود.
منبع: کتاب پایه معتادان گمنام