من منحصر به فرد بودم
این متن روایت فردی تحصیلکرده و موفق است که سالها خود را «منحصربهفرد» و مصون از اعتیاد میدانست، اما پس از امتحان کردن مواد مخدر بهسرعت گرفتار بیماری اعتیاد شد و علیرغم درمانهای متعدد، بارها دچار لغزش گردید. فروپاشی جسمی، روحی و حرفهای او را به نقطهای رساند که ناچار به پذیرش کمک شد. آشنایی با معتادان گمنام (NA) و شنیدن تجربه دیگران، این باور نادرستِ «متفاوت بودن» را در او شکست و نشان داد که نقطه مشترک همه، بیماری اعتیاد است نه تفاوتهای ظاهری. با کارکردن قدمهای دوازدهگانه، سپردن اراده به نیروی برتر، و خدمت به دیگران—بهویژه در نقش راهنما—بهبودی عمیق روحانی را تجربه کرد. امروز او NA را خانه و وطن خود میداند و دریافته است که رهایی در پیوند، فروتنی و اشتراک تجربههاست؛ او دیگر خود را برتر یا متفاوت نمیبیند، بلکه معتادی مانند دیگران میداند که با دیگر «معتادان دردمند» در مسیر بهبودی قدم برمیدارد.
منبع: کتاب پایه معتادان گمنام